شیعه پاسخ نمی دهد

سوالات بی پاسخ که باید از شیعه پرسیده شوند – سرخاب و سفید آب

مرکز خلافت

آخوندهای مدعی تشیع، انحرافات به وجود آمده از صدر اسلام تا کنون را بخاطر کودتای سقیفه می دانند و حتی حوادثی چون عاشورا و شهادت و مظلومیت ائمه خود را به سقیفه مرتبط می سازند!! حال سوال ما این است که چنانچه در طی این مدت، شهرهای اسلامی و مسلمین جهان از نظر شما منحرف شده اند، پس چرا این فساد و انحراف در خود شهر مدینه که مرکز خلافت و محل سقیفه بوده است به وجود نیامده؟ و حتی هم اکنون نیز پس از گذشت 1400 سال، وقتی به سفر حج می رویم می بینیم که مدینه حتی از سایر شهرهای عربستان هم بهتر است؟ و حتی بسیاری از زوار ایرانی به این امر معترف هستند( از جمله دکتر علی شریعتی) فراموش نکنید ما با شیعه نبودن مردم مدینه کاری نداریم، چون همین از نظر شما برای فاسد جلوه دادن اشخاص کافیست، سوال ما در اینجا تنها انحرافات و فسادهای مختلف و گوناگون اجتماعی است که از نظر شما در همه روزنه ها به وجود آمده و تنها علتش نیز سقیفه است.

به عنوان مثال از نظر شما، گناه هر زناکاری بر گردن خلیفه دوم است!! چون معتقدید که صیغه و نکاح موقت جزء سنت پیامبر اسلام بوده ولی عمر آنرا حرام کرده و همینطور موارد بسیار دیگری که چنانچه حضرت علی به خلافت رسیده بود قطعا به وجود نمی آمدند و البته این خلافت الهی علی نیز در سقیفه غصب شده و بنابراین مسبب تمامی تباهی و فسادها در میان مسلمین، تنها کودتای سقیفه است!! پس مجددا می پرسیم که چرا در مرکز این توطئه و کودتا یعنی در شهر مدینه اینگونه نیست.[1]


[1] البته چنانچه همان شهر مدینه یا مکه را به دست ایرانیان بسپارید، خواهید دید که چگونه فساد و بی حجابی را بدانجا منتقل می کنند، مثل شهرهای مقدس خودشان همچون قم و مشهد که به هیچ وجه قابل قیاس با مدینه و مکه نیستند و انواع فساد در آنجا وجود دارد، چون به قول دکتر شریعتی: هنر نزد ایرانیان است و بس!!(البته حساب ایرانیان فهیم و دانشمند جدا از روافض بی دین است و روی سخن ما با ایرانیان خرافی و خوارج منش است )

Advertisements

3 دیدگاه»

  شیعه بی خبر از فقه wrote @

– شما مى‏گوييد پيامبر اكرم ( ص ) كسى را براى پيشوايى مردم معيّن نكرد و تعيين آن را به عهده مردم نهاد در حالى كه اين نظريه مخالف كتاب و سنّت است .

زيرا خداوند – تبارك وتعالى – در باره حضرت ابراهيم مى‏گويد : ما تو را به عنوان امام و پيشواى مردم معيّن مى‏كنيم ؛ ( إنّي جاعلك للنّاس إماماً ) البقره : 124 . .

ودر باره حضرت داوود مى‏گويد : ما تو را خليفه روى زمين قرار داديم پس در ميان مردم ، حاكم به‏حق باش ؛ ( يا داود إنّا جعلناك خليفة في‏الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ ) ص : 26 . .

حضرت موسى از خداوند مى‏خواهد كه جانشين بعد از او را معيّن نمايد ؛ ( واجعل لى وزيراً من أهلي ) طه : 29 . .

خداوند نيز در پاسخ دعاى حضرت موسى فرمود : ( قال قد أوتيت سؤلك يا موسى ) طه : 36 . .

خداوند در رابطه با بنى اسرائيل نيز مى‏فرمايد : از ميان ملّت بنى اسرائيل ، افرادى را به عنوان رهبر و پيشوا انتخاب نموديم ( وجعلنا منهم أئمّة يهدون بأمرنا ) السجدة : 24 . .

پس در تمامى اين آيات ، انتخاب خليفه ، به خداوند نسبت داده شده و تعيين پيشوا و حاكم فقط به دست خداوند صورت مى‏پذيرد .

و هم‏چنين علماى بزرگ اهل‏سنّت مانند ابن هشام وابن كثير و ابن حبّان و ديگران نقل كرده‏اند : هنگامى كه رسول‏اكرم ( ص ) ، قبايل عرب را به سوى اسلام دعوت مى‏فرمود ، بعضى از شخصيّت‏هاى بزرگ قبايل ، مانند : بنى عامر بن صعصعه ، به حضرت گفتند : اگر ما تو را يارى كنيم و كار تو بالا بگيرد ، آيا رياست و جانشينى بعد از تو ، به ما خواهد رسيد؟ « أيكون لنا الأمر من بعدك؟ »

حضرت پاسخ داد : تعيين رهبرى به دست من نيست ؛ بلكه به دست خدا است و هر كس را كه بخواهد ، انتخاب خواهد كرد : « الأمر إلى اللّه يضعه حيث يشاء » .

وى گفت : ما حاضر نيستيم خود را فداى اهداف تو كنيم ، و پس از پيروزى ، منصب رياست به افراد ديگر برسد : « فقالوا : أنهدف نحورنا للعرب دونك ، فإذا ظهرت كان الأمر في غيرنا؟ لاحاجة لنا في هذا من أمرك » الثقات لابن حبّان ، ج 1 ص 89 ؛ البداية والنهاية لابن كثير ، ج 3 ، ص 171 . .

و هم‏چنين مشابه اين قضيه با قشير بن كعب بن ربيعه اتّفاق افتاد و او نيز به رسول اكرم ( ص ) گفت : اگر بهره‏اى از رياست در حكومت اسلامى نصيب ما نشود ، ما حاضر نيستيم به تو ايمان بياوريم‏ ر . ك : سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 289 ؛ السيرة النبويّة لابن‏كثير ، ج 2 ، ص 157 ؛ مع المصطفى للدكتورة بنت الشاطئ ، ص 161 . .

رسول گرامى ( ص ) ، در بدترين موقعيّتى كه نياز مبرم به نيرو و كمك داشت ، حاضر نشد با وعده جانشينى ، مساعدت قبايل را جذب نمايد .

و هم‏چنين هوذة ، پادشاه يمامه كه به اسلام دعوت شد ، گروهى را خدمت حضرت گسيل نمود و پيام داد اگر چنانچه بهره‏اى از رياست ، نصيب او شود ، حاضر است اسلام بياورد و مسلمين را يارى دهد ، ولى رسول گرامى ( ص ) نپذيرفت و فرمود : حتّى اگر رياست بر يك قطعه زمين رها شده را بخواهد ، به وى نخواهم داد طبقات ابن سعد ، ج 1 ص 262 ؛ نصب الراية لزيعلي ، ج 6 ص 567 . .

  علی wrote @

به نکته جالبی اشاره کردید، اتفاقا یکی از سوالات ما از شما همین است که چطور در قرآن موارد جانشینی مربوط به صدها سال قبل از پیامبر اسلام بیان شده ولی جانشینی حضرت علی که مربوط به همان زمان بوده بیان نشده است؟ چطور بین یهود در این مسائل اختلافی نیست ولی میان امت اسلامی اختلاف وجود دارد؟ و همین نشان می دهد که ادعای شما باطل است چون میان اهل کتاب، شیعه هارون یا شیعه موسی یا شیعه داوود نداریم

  شیعه wrote @

مطلب بسیار روشن است اگر بنا بود که در قرآن اسمی از اهل بیت باشد
با ان همه دست به تحریف بالای دوستانتان الان یه سوره به نام عایشه بود
خداوند قول عدم تحریف قران را داده و رسول خداوند هم قران را بدون عترت گمراه شده فرموده
یعنی قرآن+عترت=رستگاری
قران=عترت


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

  • اعتبارها

    Get a free blog at WordPress.com The Fjords04 Theme

  • %d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: