شیعه پاسخ نمی دهد

سوالات بی پاسخ که باید از شیعه پرسیده شوند – سرخاب و سفید آب

فاصله ائمه از ما چقدر است؟

در قرآن می خوانیم: وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ(سوره ق/16) و ما انسان را آفريده‏ايم و مى‏دانيم كه نفس او چه وسوسه‏اى به او مى‏كند و ما از رگ گردن به او نزديكتريم. در این آیه خداوند، خود را از رگ گردن به انسانها نزدیکتر می داند و از طرفی مدعیان تشیع، ائمه را واسطه و شفیع و باب میان انسان و خداوند می دانند. سوال اینجاست که در این آیه مقدار نزدیکی و فاصله میان خداوند و انسان بیان شده و ما می خواهیم بدانیم ائمه در کجای این فاصله قرار گرفته اند؟ یعنی در کجا قرار گرفته اند که نزدیک تر از رگ گردن به انسان است؟!!! فراموش نکنید ما به دلایل رافضیان مبنی بر توجیه واسطه تراشی کاری نداریم، دلایلی چون اینکه اینها دارای آبرو نزد خداوند هستند و درخواستشان اجابت خواهد شد و بقيه خرافات!!!! ما فقط می خواهیم بدانیم ائمه با توجه به اين آيه، در کجا و در چه جایگاهی میان انسان و خداوند قرار گرفته اند؟

Advertisements

2 دیدگاه»

  شیعه بی خبر از فقه wrote @

25 – در صحيح بخارى و مسلم از قول رسول اكرم ( ص ) آمده است : اگر از رهبر اسلامى كار ناخوشايندى هم ديديد ، بايد تحمّل كنيد و صبر پيشه نماييد ، زيرا هر كس از گروه مسلمين به اندازه يك وجب هم جدا شود ، مرگ او همانند مرگ جاهليّت است : « من رأى من أميره شيئاً يكرهه فليصبر عليه فإنّه من فارق الجماعة شبراً فمات ، مات ميتة جاهليّة » صحيح البخاري ، ج 8 ص 87 ، أوّل كتاب الفتن ؛ صحيح مسلم ، ج 6 ص 21 ، كتاب الإمارة ، باب الأمر بلزوم الجماعة عند ظهور الفتن . .

و در مسند احمد بن حنبل و صحيح ترمذى آمده : يك وجب از توده مردم جدا شدن ، موجب خروج از دين اسلام است : « من فارق الجماعة شبرا فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه » مسند أحمد ، ج 5 ص 180 ؛ سنن أبي داود ، ج 2 ص 426 ؛ سنن الترمذي ، ج 4 ص 226 ؛ المستدرك ، ج 1 ص 117 وصحّحه . وهكذا رواه الحاكم في‏المستدرك ، ج 1 ص 77 ، ثمّ قال : هذا حديث صحيح على شرط الشيخين وج 1 ص 117 قائلاً : وقد روى هذا المتن عبد اللَّه بن عمر باسناد صحيح على شرطهما ، وهكذا في‏ج 1 ص 422 وقال : هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه وفى مجمع الزوائد ، ج 5 ص 217 قائلاً : رواه أحمد ورجاله ثقات رجال الصحيح خلا عليّ بن إسحاق السلمي وهو ثقة . . طبرانى و هيثمى از رسول گرامى ( ص ) نقل كرده‏اند : اگر كسى به مقدار بند كمان از جماعت جدا شود نماز و روزه او مورد قبول نيست و بدن او هيزم جهنّم خواهد بود : « فمن فارق الجماعة قيد قوس لم تقبل منه صلاة ولا صيام وأولئك هم وقود النار » المعجم الكبير ، ج 3 ص 302 ؛ مجمع الزوائد ، ج 5 ص 217 . .

با توجّه به اين روايات ، مى‏پرسيم : تكليف كسانى كه‏در برابر على بن ابى طالب ( ع ) كه بعد از قتل عثمان به عنوان حاكم رسمى جامعه اسلامى بود ، قيام كردند چه مى‏شود؟

نسبت به عايشه و طلحه و زبير و . . . كه از جماعت اسلامى جدا شدند و باعث فتنه خانمان‏سوزى گرديدند وباعث نابودى هزاران مسلمان شدند ، چه توجيهى داريد؟

اگرمى‏گوييد ، آن‏ها در اين خلاف بزرگ كه باعث كشته شدن هزاران مسلمان شدند ، اجتهاد كردند وخطاكردند ، به شما خواهند گفت : بنابر اين ، ديگر خطاكارى درعالم يافت نخواهد شد ؛ چون هركس كار خلافي مى‏كند ، قطعاً براى خود توجيه و تأويلى دارد؟

راستى تكليف معاويه كه در برابر خليفه به حقّ قيام كرد و فتنه‏اى در ميان مسلمين ايجاد كرد كه آثار او بعد از پانزده قرن ، مشهود است ، چه مى‏شود؟

و جالب اين كه حاكم نيشابورى و طبرانى و سيوطى از قول معاويه ، از رسول اكرم ( ص ) نقل كرده كه هر فردى از افراد جامعه ، از جماعت مسلمين يك وجب هم جدا شود داخل آتش جهنّم خواهد شد : « من فارق الجماعة شبراً دخل النار » مستدرك الحاكم ، ج 1 ص 118 ؛ المعجم الكبير للطبرانى ، ج 6 ص 53 ؛ الدرالمنثور ، ج 5 ص 113 ؛ كنز العمال ، ج 1 ص 208 ، ح 1039 . .

اگر مى‏گوييد : معاويه هم به عنوان خليفه بود ، چون مردم شام با وى بيعت كرده بودند ، خواهيم گفت : مطابق روايت صحيح مسلم از رسول اكرم ( ص ) اگر با دو نفر به عنوان خليفه بيعت شود ، وظيفه مردم حمايت از خليفه نخستين و كشتن خليفه اخير است : « اذا بويع لخليفتين فاقتلوا الآخرمنهما » صحيح مسلم ، ج 6 ص 23 ، كتاب الإمارة ، باب اذا بويع لخليفتين . روى الطبراني عن أبي‏هريرة قال : قال رسول اللَّه – صلى اللّه عليه وسلم- : « اذا بويع لخليفتين فاقتلوا الأحدث منهما » . المعجم الأسط ، ج 3 ص 144 . قال القرطبي : وإذا بويع لخليفتين فالخليفة ، الأوّل ، وقتل الآخر ، تفسير القرطبي ، ج 1 ص 272 . .

  علی wrote @

لطفا طبق قواعد مذهبی خاص(چون اجتهاد و خطا و ثواب آن) با ما بحث نکنید چون ما بارها در کتب خود اشاره کرده ایم که ما پیرو مذهب خاصی نیستیم و خود را تنها مومن و مسلم می دانیم و تنها به دین اسلام و قرآن و سنت دعوت می کنیم و کسی را به شیعه یا سنی شدن دعوت نمی کنیم، اما پاسخ شما: به نکته جالبی اشاره کردید دوست گرامی، براستی چه کسانی به داخل منزل حضرت عثمان ریختند؟ مگر مالک اشتر و محمدبن ابی بکر نیز جزء آنها نبودند؟ یعنی کسانی که بعدا نیز در خلافت حضرت علی دارای سمت شدند، پس این ایرادها اول از همه به خودتان برمی گردد و اما چرا شما هم اکنون از جماعت مسلمین جدا شده اید؟ و برعکس گفته حضرت علی که می فرماید: بپیوندید به سواد اعظم مسلمین، می گویید سواد اعظم مسلمین باید بپیوندند به ما جمعیت کمتر شیعیان؟!!!، شما قبل از رجوع به روایات و احادیث به خود قرآن رجوع کنید که در آن به جنگ میان دو طایفه از مسلمین اشاره شده(حجرات/9) و بنابراین نمی توانید براحتی بیایید و یک طرف ماجرا را از دایره اسلام خارج کنید، حضرت علی نیز حکم مسلمان یاغی را بر آنها اجرا کرده و پس از جنگ جمل بر جنازه کشته شدگان نماز خوانده و گریه کرده و مگر بر جنازه کافر و منافق نماز می خوانند و یا گریه می کنند؟!! اینکه این اشخاص اشتباه کرده اند و نباید می جنگیده اند و باعث خونریزی میشدند با اینکه آنها را کافر و مرتد بدانیم تفاوت دارد. در انتها نکته مهمی را متذکر می شوم که بحث کلی ما پیرامون خلافت و امامت شیعه است که از نظر ما ثابت شدنی نیست و بقیه موارد از نظر ما بی اهمیت و جزئی و در حاشیه هستند و ربطی به زمان ما نداشته و اثبات آنها سودی ندارند


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

  • Credits

    Get a free blog at WordPress.com The Fjords04 Theme

  • %d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: