شیعه پاسخ نمی دهد

سوالات بی پاسخ که باید از شیعه پرسیده شوند – سرخاب و سفید آب

خوف یا حزن؟

چرا شما در سوره توبه آیه 40 ، لاتحزن را به ترس و خوف ترجمه می کنید؟ در صورتیکه لاتحزن از حزن و اندوه و غم است، یعنی غمگین مباش و چنانچه خوف و ترس مقصود بود، لاتخف بکار می رفت.

Advertisements

2 دیدگاه»

  شیعه بی خبر از فقه wrote @

شما مى‏گوييد : حضرت على ( ع ) ابوبكر و عمر را قبول داشت و حال آن كه عمر در جمع تعداد زيادى از صحابه خطاب به على ( ع ) وعبّاس عموى پيامبر ( ص ) گفت : شما دونفر ، ابوبكر و مرا دروغگو و گنه‏كار ونيرنگ‏باز مى‏دانيد ؛ « فلمّا توفّي رسول اللّه – صلى اللّه عليه وسلّم – قال أبو بكر : أنا وليّ رسول اللّه ، فجئتما . . . فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً . . . ثمّ‏توفّي أبوبكر فقلت : أنا وليّ رسول‏اللَّه – صلى اللّه عليه وسلّم – ووليّ أبي بكر ، فرأيتماني كاذباً آثماً غادراً خائناً » صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 152 ، كتاب الجهاد ، باب 15 ، حكم الفئ حديث 49 . .

  علی wrote @

پاسخ این مسئله را در کتاب بن بست(حدود صفحه 70 به بعد، قبل از مسئله فدک) بطور مفصل داده ایم ولی باز برای شما در اینجا متذکر می شویم : متاسفانه طبق آیه یحرفون الکلم عن مواضعه شما مانند بسیاری از شبهات دیگر خودتان سر و ته یک واقعه را می زنید و فقط یک قسمت آنرا که به نفعتان است بیرون می کشید ( این روش برخی از علمای یهود بوده است ) شما شرح صحیح مسلم امام نووی را بخوانید ما برای جلوگیری از اطاله کلام، خلاصه واقعه را می نویسیم: مالک می گوید عمر ابن خطاب قاصد فرستاد پیش من… یرفا آمد و گفت ای امیرالمونین اجازه می دهی علی و عباس می خواهند داخل شوند عمر گفت داخل شوند. عباس آمد و گفت: یا امیرالمومنین بین من و بین این کاذب گناهکار غدار خائن قضاوت کن ( یعنی علی ! ظاهرا دعوا سر فدک بوده که حضرت عمر آنرا پس داده بوده و دوباره بین مالکیت آن بین علی و عباس درگیری پیش می آید ! ) مردم گفتند: بین آنها قضاوت کن. عمر گفت آرام باشید من شما را به خدایی که آسمان و زمین به اذن او قائم است قسم می دهم آیا می دانید که رسول خدا فرمود: ما ارث به جا نمی گذاریم آنچه ما می گذاریم صدقه است. گفتند: بله. گفت شما را به خدایی که… قسم می دهم شما می دانید پیامبر گفت(همان سخنان) گفتند: بله. عمر گفت: خداوند ویژگی به پیامبر داده که این ویژگی را به بعضی در برخی احکام نداده است مانند: [مَا أَفَاءَ اللهُ عَلَى رَسُولِهِ….] {الحشر:7} آنچه از فی خدا نصیب رسولش کرد رسول خدا اموال بنی نضیر را بین شما تقسیم کرد و رسول خدا خرج یکسالش را از این مال بر می داشت و بقیه را در جای خودش ( جهاد و… ) مصرف می کرد دوباره عمر آنها را قسم داد آیا این را می دانید. گفتند: بله. عمر گفت: وقتی رسول خدا فوت کرد ابوبکر گفت من جانشین رسول خدا هستم شما دو نفر آمدید میراث خود را خواستید ابوبکر گفت: پیامبر گفته ما ارث نمی گذاریم شما دو نفر دیدید: کاذب، خائن غادر… خدا می داند که ابوبکر صادق است نیکوکار و پیرو حق است ابوبکر فوت کرد و بعد از او من دوست پیامبر و دوست ابوبکرم. پس دیدم: کاذب و خائن و مکار و… ( یعنی این دعوی را مرتب بین شما مشاهده می کنم ) خداوند می داند که من صادقم نیکوکارم و تابع حقم ( یعنی اگر هم دارید به در می زنید که دیوار بشنود یعنی اگر هم دارید غیر مستقیم به من طعنه می زنید ) تو و عباس گفتید این مال ( فدک ) را بده به ما من گفتم: اگر خواستید آنرا به شما می دهم ولی عهد و پیمان خداست مانند رسول خدا به آن عمل کنید(یعنی تولیت و نحوه مصرف آن نه تملک) و شما چنین کردید چنین نیست؟( یعنی به شما دادم حالا بین هم اختلاف کردید؟ مطمئن باشید اگر هم خلافت را به علی می دادند تازه بین علی و عباس درگیری پیش می آمد! زیرا عربها برای عموی یک نفر ارزش بیشتری قائل هستند تا پسرعمو!) گفتند: بله. عمر گفت: بعد هم که مال را به شما دادم آمده اید بین شما و قضاوت کنم من به غیر از این تا قیام قیامت قضاوت نمی کنم اگر از این کار عاجزید مال را برگردانید(جالب است ادعای شیعه مبنی بر کشورداری و خلافت برای شخص دیگری جز حضرت عمر!)


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

  • اعتبارها

    Get a free blog at WordPress.com The Fjords04 Theme

  • %d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: