شیعه پاسخ نمی دهد

سوالات بی پاسخ که باید از شیعه پرسیده شوند – سرخاب و سفید آب

بندگی غیر خدا در ظاهر و باطن

چرا شما نام فرزندان خود را عبدالحسین یا عبدالعلی یا عبدالرضا می گذارید؟ مگر بنده غیر خدا بودن شرک نیست؟ و در واقع عبدالله و عبدالرحمن صحیح هستند. علمای رافضی در پاسخ می گویند در زبان عربی کلمه عبد تنها به معنای بندگی بکار نرفته است و معنای خضوع نیز می دهد و این اسامی نیز به معنای بنده امامان نیستند و به عنوان خاضع بودن در برابر ایشان است و نوکری حسین را داشتن منظور است نه بندگی او و چنانچه به فردی که عبدالحسین است بگویی آیا حسین خدای توست؟ در جواب می گوید خیر و ما حسین را خدا نمی دانیم. در جواب به این ماست مالی ها باید چند نکته را متذکر شویم،

اولا:

اگر این اسامی بلااشکال هستند، پس چرا در سنت نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم خبری از آنها نیست و می بینیم که نام اکثر صحابه عبدالله یا عبدالرحمن بوده است، چرا کسی عبدالمحمد نبوده است؟ یا حتی در زمان خلافت حضرت علی چرا عبدالعلی نبوده است؟

ثانیا: اگر عبد در عبدالحسین معنای بندگی ندارد، پس عبد در عبدالله چیست و چه معنایی دارد؟

ثالثا: اینکه خدا را به عنوان خدایی و جدا از حسین قبول دارید خیلی بامزه است و ما را به یاد کفار مکه می اندازید که خدا را جدا از بتهای خود قبول داشته اند، مسئله در شیوه بندگی کردن و نداشتن واسطه و پناه نبردن به من دون الله است، در دعا کردن و صدا زدن غیرخدا نیز آن فرد مشرک، الله را جدا از خدایان دیگرش قبول دارد ولی چون صفات خدایی به خدایان خود داده مشرک شده است، پس اگر کسی واقعا خود را بنده خدا بداند نام خود را عبدالحسین نمی گذارد بلکه عبدالله می گذارد، مثل این است که کسی بگوید خدا را قبول دارم ولی نماز نمی خوانم!!!

رابعا: چنانچه منظور شما از عبد فقط نوکری حسین و امامان است باید گفت که این نیز اشتباه است، مگر حسین نوکر می خواهد؟ نوکری حسین یعنی چه؟ هر انسان، شخصیت و مقام خود را دارد و نباید در برابر مخلوقی دیگر خودش را کوچک کند، اگر امام حسین نیز زنده بود به شما می گفت من نیازی به نوکر ندارم و مطمئن باشید که شما را از اینگونه حماقتها باز می داشت. حضرت علی که درود بر روان پاک و اندیشه آگاهش باد می فرمایند : بنده دیگری مباش در حالیکه خدا تو را آزاد آفریده است. پس لعنت بر کسانی که کاملا مخالف اندیشه متعالی آن بزرگوار و به نام او اسلام و انسانیت را به لجن کشیده اند.

خامسا: در مورد معنای کلمه عبد نیز باید آنرا در شرع و در قرآن جستجو کرد و باید دید که بیشتر برای چه منظور بکار رفته است و بیشترین معنای آن چه بوده است؟ مسلم است که عبد بطور شدیدی و تنها به معنای بنده و بندگی کردن است.

Advertisements

2 دیدگاه»

  شیعه wrote @

در مورد نامگذاري مردمان به عبد الحسين و … بايد گفت که وهابيت به علت تفسير اشتباه کلمه عبادت حکم به حرمت چنين نامگذاري کرده اند .

اما در واقع عبادت دو معني دارد :

1- پرستش که جز براي خداوند صلاحيت ندارد .

اطاعت : که مقصود از عبد الحسين و عبد النبي و … همين معني است .

در قرآن کريم آمده است :

وأنکحوا الأيامي منکم والصالحين من عبادکم وإمائکم

سوره نور آيه 32 .

بي همسران خود را و غلامان و کنيزان درستکارتان را همسر دهيد .

خداوند متعال در اين آيه کلمه عبد را در مورد بندگان به کار برده است و علت آن اين است که اين بنده بايد از مولايش اطاعت کند . يعني همان معناي دوم ؛ بنا بر اين اگر کسي خود را عبد النبي يا عبد الحسين و… بنامد و مقصودش اطاعت از رسول گرامي اسلام و اهل بيت او عليهم السلام باشد ، عمل وي مخالف دستورات دين نخواهد بود .

در اين زمينه علماي اهل سنت نيز فتوا به حليت داده اند . از آن جمله مي توان به فتاواي زير اشاره نمود :

1- وكذا عبد الكعبة أو الدار أو علي أو الحسن لإيهام التشريك ومثله عبد النبي على ما قاله الأكثرون والأوجه جوازه لا سيما عند إرادة النسبة له صلى الله عليه وسلم

نهاية المحتاج للشافعي الصغير ج 8 ص 148 ط دار الفکر بيروت 1404 .

در صورتي نامگذاري به عبدالکعبه يا عبد الدار يا عبد العلي يا عبدالحسن يا عبد النبي ، حرام است كه موجب توهم شرک باشد؛ اما نظر درست آن است كه اين چنين نامگذاري جايز مي باشد ، بويژه اگر هدف ازاين نامگذاري انتساب صاحب نام به افراد ياد شده باشد.

2- قوله وكذا عبد النبي أي وكذا يحرم التسمية بعبد النبي أي لإيهام التشريك أي أن النبي شريك الله في كونه له عبيد وما ذكر من التحريم هو معتمد ابن حجر

أما معتمد الرملي فالجواز وعبارته ومثله عبد النبي على ما قاله الأكثرون والأوجه جوازه لا سيما عند إرادة النسبة له صلى الله عليه وسلم

إعانة الطالبين للدمياطي ج2 ص 337 ط دار الفکر بيروت.

وي که گفته است » عبد النبي» مقصود وي آن است که حرام است نامگذاري به عبد النبي زيرا توهم شرک دارد ؛ يعني پيغمبر شريک خداست در اينکه مردم عبادت وي را مي کنند . و حرام بودن اين نامگذاري نظر ابن حجر است . اما نظر رملي جواز است

عبارت وي چنين است که :

ومانند اينهاست عبد النبي طبق نظر اکثر و نظر درست جواز است ، مخصوصا اگر مقصود نسبت دادن خود به رسول خدا باشد .

شبيه همين مطلب در کتاب حواشي الشرواني ج 9 ص 373 ط دار الفکر بيروت و حاشية الجمل على شرح المنهج لسليمان الجمل ج5 ص 266 ط دار الفکر بيروت و… نيز آمده است .
مشاهير اهل سنت که نامشان عبدالنبي و مانند آن بوده است:

1- الشيخ عبد النبي المغربي المالكي الشيخ الإمام العلامة الحجة القدوة الفهامة مفتي السادة المالكية بدمشق

شذرات الذهب ج8/ص83ط دار ابن کثير بدمشق1406و ج8/ص126 ، الأسرار المرفوعة في الأخبار الموضوعة ج1/ص112 و تاريخ البصروي ج1/ص108 .

2- عبد المطلب بن ربيعة ابن الحارث بن عبد المطلب بن هاشم الهاشمي له صحبة … وقال شباب توفي عبد المطلب في دولة يزيد وقال الطبراني توفي سنة إحدى وستين قلت له بدمشق دار كبيرة والله أعلم

سير أعلام النبلاء ج 3 ص 112

3- القاضي عبد النبي الأحمد نجري من رجال المائة الثانية عشرة صاحب جامع العلوم الملقب بدستور العلماء

قواعد الفقه لمحمد عميم البرکتي ج 1 ص 148 دار النشر الصدف کراشي 1407

4- الشيخ عبد النبي بن جماعة

شذرات الذهب ج8 ص 181

5- عبد قيس بن لأي بن عصيم من الصحابة الذين شهدوا أحدا

الأصابة ج 4 ص 380

6- عبد النبي الخليلي أروي ثبته عن الوجيه السكري عن الشيخ سعيد الحلبي عن شاكر العقاد عن التركماني عن العلاء الحصكفي عنه وهو عبد النبي بن عبد القادر الأزهري الخليلي الحنفي يروي عن الشيخ محمد ابن عبد الله التمرتاشي الغزي وغيره

فهرس الفهارس والأثبات ومعجم المعاجم والمسلسلات ج2 ص 754

7- الإمام العارف صفي الدين أحمد بن محمد بن يونس المدعو عبد النبي القشاشي المقدسي الأصل المدني الدار المتوفي بها سنة 1071 يروي عن والده وكان من أكابر عصره المتوفي سنة 1044

فهرس الفهارس والأثبات ومعجم المعاجم والمسلسلات ج 2 ص 970 و تاج العروس ج 17 ص 336

8- العلامة المففنن الصالح الشيخ عبد النبي الصدر شيدا

النور السافر ج 1 ص 339

9- عبد النبي بن محمد بن عبد النبي المغربي ثم الدمشقي المالكي

الضوء اللامع ج 5 ص 90

10- فخر الزمان عبد النبي ابن خلف القزويني

إيضاح المكنون في الذيل على كشف الظنون ج 3 ص 5

11- ومحمد عبد الرسول الهندي

فهرس الفهارس والأثبات ومعجم المعاجم والمسلسلات ج 2 ص 84

12- عبد المطلب بن الفضل بن عبد المطلب الهاشمي الحلبي

المعين في طبقات المحدثين ج 1 ص 189

13- عبد المطلب بن عبد القاهر بن محمد الماکسيني زين العابدين الشافعي

الدرر الکامنة في أعيان المئة الثامنة ج 3 ص 218

14- عبد قيس النکري البصري من الرواة من ابن سيرين

التاريخ الکبير ج 2 ص 255

15- محمد ابن عبد الرسول المدنى عالم مکة

البدر الطالع ج 1 ص 289

اين تنها جزيي از مشاهير اهل سنت در گذشته است که در نام ايشان کلمه عبد به عنوان بنده غير خدا به کار رفته است .

در عصر حاضر نيز در عده زيادي از ايشان چنين نامهايي را براي خود بر مي گزينند :

از آن جمله مي توان به عبد الرسول سياف از وهابيان معاصر افغانستان و رهبر حزب حرکت انقلاب اسلامي افغانستان و عضو طالبان نام برد

  علی wrote @

معنای کلمات در جمله مشخص می شوند و مثلا چنانچه بگوییم شیر بیشه معنای آن حیوان در نظر می آید ولی چنانچه بگوییم شیر بیشه پیکار، بطور حتم یک انسان شجاع در نظر می آید، پس قیاس عقیده باطل شما با آیه32 سوره نور اشتباه است، معلوم است که منظور از عبادکم در این آیه همان غلامان و زیردستان بوده است و ربطی به عبدالحسین ندارد که خود را بنده حسین نامگذاری کرده است، در آیه پس از عبادکم نیز امائکم آمده و مقصود را کاملا روشن نموده است، در ضمن در آیه نیز نیامده که همین کار درست است یا اشتباه و صحیح بودن آن تایید نشده است و اصولا آیات قرآنی به همین شکل و چند دسته می باشند که ممکن است امری خطا تنها نقل قول گردد ولی اشتباه بودنش بیان نشود و یا اینکه بالعکس اشتباه بودنش نیز بیان شود و البته برده داری بطور مطلق صحیح نیست و اصلا اسلام با هر نوع بندگی و بردگی چه از نوع شرک آمیزش و چه از نوع غلامی و بردگی آن، مخالف است و اسلام برای شخصیت انسانها ارزش قائل است. شما حتی به سخن امام خودتان حضرت علی(ع) نیز توجهی ندارید که فرموده: بنده دیگری مباش چون خدا ترا آزاد آفریده. شما سوال ما را جواب بدهید که چرا در سنت نبی اکرم(ص) خبری از عبدالمحمد نیست؟ و چگونه اکثر صحابه عبدالله و عبدالرحمان بوده اند؟ لابد اختراع این اسامی خیلی کار دشواری بوده است؟!! و چطور اسامی عبد منات و عبدالعزی بوده است؟در مورد آن اسامی مورد اشاره توسط علما و یا عضو طالبان نیز همگی اشتباه کرده اند و ما تابع قرآن و سنت هستیم نه عملکرد و یا سخنان اشتباه از دیگران. جسباندن عبد به نام شخصی خاص مردود است و در قرآن نیز عبدالنبی و عبدالرسول و عبد موسی و عبد عیسی و یا حتی عبد جبرئیل نداریم و در آیه مورد استناد شما نیز تنها همان عبادکم به تنهایی بیان شده است و عباد به نام شخصی خاص متصل نشده است(مثلا عبادالرسول یا عبادالحسین!!!!) در صورتیکه شما می گویید: عبدالحسین و کلمه عبد را متصل به نام امام سوم خود می کنید، خوب این یعنی چه؟!!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

  • Credits

    Get a free blog at WordPress.com The Fjords04 Theme

  • %d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: